ناکارآمد بودن قوانین و مقرّرات آموزش و پرورش
ناکارآمد بودن قوانین و مقرّرات آموزش و پرورش
در ارتباط با کارکنان بیمار (کادر آموزشی)
گر چه قانون اساسی شخص بیمار را مورد حمایت دولت قرار می دهد، امّا قوانین و مقرّرات موجود در آموزش و پرورش ، در برخی موارد با قانون اساسی در تعارض کامل است. به عنوان مثال به محض این که فرد بیمار از مرخّصی استعلاجی استفاده نماید اضافه کار وی در مدّت مرخّصی قطع می شود. این در حالی است که فرد بیمار، مخارج زندگیش از دیگران بیشتر است و قانون به جای حمایت مالی از وی ، نسبت به قطع اضافه کارش اقدام می کند.
مورد حادتر و شدیدتر زمانی است که یکی از کارکنان آموزشی به علّت بیماری و محدودیّتی که برای وی به وجود آمده است ، قادر به تدریس نباشد. برخی از مسؤولین از فرد بیمار درخواستی مبنی بر تغییر شغل تقاضا می کنند و درست در همین زمان است که مشکلات شروع می شود. البتّه در آموزش و پرورش بین افرادی که به خواست خود تدریس را کنار می گذارند با افرادی که به علّت بیماری قادر به تدریس نیستند فرقی وجود ندارد.
از بین پست هایی که به شخص بیمار توصیه می شود پست متصدّی کارگاه و آزمایشگاه بیشتر توی بورس است. گر چه این پست در اصل یک پست تخصّصی است و هر کسی را نشاید که در این وادی گام نهد امّا معمولاً اوّلین جایی است که به ذهن برخی از مسؤولین محترم می رسد!!! بسیاری از متصدّیان کارگاه و آزمایشگاه از افرادی انتخاب شده اند که بنا به علل مختلف از تدریس فاصله گرفته اند و رشته ی تحصیلی آنان با این کار ، غیر مرتبط است. این در حالی است که ما شدیداً نیازمند تقویت علوم پایه و فنّی هستیم ، امّا با این اقدامات غیرعلمی و نابجا ، آموزش و پرورش را از اهداف خود دور می کنیم. البتّه این ، عوارض تخصّصی مسأله است.
مشکل بزرگی که برای همکار بیماری که به تصدّی پست کارگاه و آزمایشگاه گماشته شده است – صرف نظر از آلودگی محیط کار از نظر بهداشتی – مشکل کمبود حقوق و مزایا است. به این ترتیب که با اشتغال در این پست ، ساعات موظّف از 24 ساعت به 36 ساعت افزایش می یابد. اضافه کاری ، قطع و یا بسیار کم می شود. در صورت انجام اضافه کار در شیفت دیگر نیز ، پرداخت اضافه کار به صورت اداری خواهد بود. این ها حمایت هایی است که قوانین آموزش و پرورش از شخص بیمار انجام می دهند!!!
در سیستم ابلاغ ، به افراد به چشم یک ابزار و مهره نگاه می شود و به محض این که فردی ، کارآیی خود را در زمینه ای از دست بدهد مانند یک مهره عوض می شود بدون این که از یک سیستم حمایتی برخوردار باشد. عوارض منفی این تعویض نیز ، بیشتر متوجّه شخص بیمار است. سیستم با بی رحمی تمام فقط به منافع خود می اندیشد ، نه منافع دیگران. معلّمان نیز قربانیان اصلی این سیستم برده داری جدید هستند که جوانی خود را در کلاس درس فدا کرده اند. آنان نه از موضع ضعف بلکه از موضع قوّت حقّ مسلّم خود را مطالبه می کنند و کمکی نمی خواهند و فقط حمایت قانونی را طلب می کنند و حتّی با پایین ترین پست حاضر به ادامه ی خدمت هستند.
در این سیستم در مورد بیماران پیش بینی لازم به عمل نیامده است. سیستم باید به گونه ای طرّاحی شود که برای تصدّی برخی از پست ها ، پیش نیازها و تخصّص های لازم را به عنوان ضابطه قرار دهد و تا شخص ، شرایط لازم را نداشته باشد سیستم برای او ابلاغ صادر نکند. امّا با شرایط موجود ، اشتغال همکاران غیر مرتبط در پست کارگاه و آزمایشگاه ، در اصل نوعی اشتغال کاذب و ناکارآمد محسوب می شود.
برخی از مسؤولین برای حلّ برخی مشکلات به تخلّفاتی در سیستم دست می زنند و گویی از علنی بودن آن ابایی ندارند. در برخی موارد ، اسم فرد در لیست کارکنان یک واحد آموزشی وجود دارد ، امّا خود آن فرد معلوم نیست در کجا و در چه پستی مشغول است. این در حالی است که وقتی شخص بیمار حقوق و مزایای زمان تدریس خود را طلب می کند ، برخی از مسؤولین با به رخ کشیدن قوانین و مقرّرات ، از پرداخت حقوق و مزایای سابق آنان خودداری می کنند. در حالی که خودشان از انواع تخلّفات در سیستم اطّلاع دارند. تخلّفات در این زمینه به قدری زیاد است که کمتر واحد آموزشی را می توان یافت که تخلّفی از نظر سیستم ابلاغ در آن انجام نشده باشد.
بهتر است تهیّه کنندگان این سیستم و واضعان قوانین آن هر چه زودتر به خود آیند و موارد لازم را در این سیستم پیش بینی کنند. البتّه گناه قطع مزایای کارکنان بیمار ، فقط بر گردن واضعان این قوانین نیست و مجریان قوانین نیز در این گناه شریک هستند.
بر مسؤولان آموزش و پرورش لازم است نسبت به افراد بیمار حسّاسیّت بیشتری از خود نشان دهند و نسبت به پرداخت مزایای سابق آنان به طور کامل اقدام نمایند و این را حقّ مسلّم آنان بدانند.
واقعاً چه قدر زشت است که شیر ، لقمه ای را از دهان ضعیفی برباید!
تا توانی مَبُر نانی نان بریدن هنر نمی باشد
البتّه گاهی برخی از مسؤولین شجاع ، اقدامات مثبتی را به نفع گرفتاران انجام می دهند و این عمل آنان قابل تقدیر است.
در پایان به مطلبی از حضرت علی (ع) به نقل از کتاب ((مدیریّت آموزشی)) دوره ی تربیت معلّم صفحه ی 26 چاپ 1364 توجّه کنید:
((چگونگی اجرای دستور مافوق:
در مدیریّت اسلامی اطاعت کورکورانه مطلوب نیست. امیر مؤمنان علی (ع) به مالک اشتر در این زمینه می فرمایند:
هر آن امری که از مافوق می شنوی با امر خدا بسنج! چنان چه خداوند ترا از آن عمل نهی می کند ، زنهار فرمان خالق را در راه هوس مخلوق قربان مکن!
هرگز نگو که من مأمورم و معذور! هرگز مگو که به من دستور داده اند و باید کورکورانه اطاعت کنم! هرگز طمع مدار که ترا کورکورانه اطاعت کنند! هرگز به پشتیبانی مقام ، سروری خود را بر دیگران تحمیل مکن! اگر چنین گویی و چنان کنی ، آینه ی قلبت زنگ آلود و تاریک می شود و روح دین داری و تقوای تو پست می گردد ؛ از خدای به دور می افتی ، هر چند با بنده نزدیک باشی.))
علیرضا میزانیان
alirezamizanian@yahoo.com