نگاهی سؤال برانگیزانه به پست های کارشناسی و بالاتر در آموزش و پرورش

نگاهی سؤال برانگیزانه

 

به پست های کارشناسی و بالاتر در آموزش و پرورش

 

          نیروهای ستادی در ادارات و سازمان های آموزش و پرورش ، از نیروهای مهم آموزش و پرورش هستند و مهارت و تعهد آن ها ، مستقیم یا غیر مستقیم ، اثر خود را در واحد های آموزشی نشان می دهد. مهارت و رفتار برخی از این افراد ، به گونه ای است که چنین تصور می شود که آن ها فقط برای این پست تربیت شده اند و باور می کنیم که در جایگاه اصلی خودشان قرار گرفته اند.

          اما متأسفانه گاهی به افرادی در این پست ها برمی خوریم که میز پستشان برایشان خیلی بزرگ است و در جایگاه خود قرار نگرفته اند. سؤال ها یی که در این ارتباط ، مطرح می شود ، ممکن است از این قبیل باشد:

1 – چه معیارهایی برای انتخاب فرد در پست کارشناسی و بالاتر وجود دارد؟

2 – مهارت هایی که فرد ، قبل از انتخاب پست باید به دست آورده باشد ، چیست؟

3 – چه معیارهایی وجود مهارت ها را در افراد اثبات می کند؟

4 – چند درصد از کارشناسی های موجود ، از قوانین و مقررات پست خود اطلاع کامل دارند؟

5 – در صورت برگزاری آزمون از کارشناسان ، معیار قبولی آنان چه نمره ای است؟

6 – انگیزه های قومی ، نژادی و حزبی تا چه میزان در انتخاب کارشناسان ، مؤثر است؟

7 – میزان رضایت مندی ارباب رجوع در مراجعه به کارشناسی های موجود ، چند درصد است؟

8 – کارشناسی ها برای حل مشکلات خود ، چند درصد از ابزارهای قانونی استفاده می کنند؟

9 – میزان تخلفات آشکار و پنهان این کارشناسی ها چه قدر است؟

10 – آیا تخلفات اداری کارشناسی ها ثبت می شود یا روابط اداری مانع از ثبت تخلفات است؟

این سؤالات و ده ها سؤال دیگر می تواند زمینه ی انجام تحقیقات بزرگ و جدی در    زمینه ی حل مشکلات انتخاب افراد در این پست ها باشد.

 

به امید روزی که افراد لایق در جایگاه اصلی خود قرار بگیرند.

 

علیرضا میزانیان

 

 

سخنی با رؤسای آموزش و پرورش

سخنی با رؤسای آموزش و پرورش

 

 در ارتباط با کارشناسی ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات

 

          همه روزه ، شاهد صدور بخشنامه ها و نامه های مختلف از طرف شما رؤسای محترم هستیم. آیا تا به حال اندیشیده اید که این نامه ها و بخشنامه ها را چگونه امضــــا می کنید؟ برای برخی از آن ها ، ساعت ها وقت می گذارید ، جلسه تشکیــــــــل می دهید و مشورت می کنید تا نهایتاٌ آن را امضا می کنید. برخی از آن ها مربوط به تعیین زمان و مکان فلان آزمون است ، آن ها هم معمولاٌ مشکلی ندارند. برخی دیگر نیز اطلاعیه های تعاونی مسکن و مصرف و ... است. برخی نیز مربوط به ارائه ی راهکـــــارهای گروه های آموزشی است ، این ها را هم معمولاٌ راحت امضا می کنید.

          آیا تا به حال درباره ی نامه هایی که از کارشناسی ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات به دست شما می رسد ، فکر کرده اید؟ این نامه ها را برای امضا به خدمت شما   می آورند و مسؤولیت نهایی  آن ها به عهده ی شماست. آیا این نامه ها را هم به سادگی امضا می کنید یا درباره ی آن ها تأمل می کنید؟ البته شاید عادت کرده اید که دائم امضا کنید ، اما باید بدانید که این نامه ها ، معمولاٌ در مقام قضاوت   درباره ی اشخاص برآمده اند ؛ شخصی را متهم می کنند و شخص دیگری را تبرئه می نمایند. آیا به کارشناسان و کارمندان تحت امر خود اطمینان دارید؟ آیا مطمئن هستید که حق را ناحق نکرده اند؟ آیا یقین دارید که به قول وزیر محترم آموزش و پرورش ، مظلوم کشی نشده است؟ آیا در اداره و سازمان شما روابط حکمفرماست یا ضوابط؟ آیا در اداره و سازمان شما فساد اداری وجود ندارد؟ آیا شما از کارمندان خود ، انتظار جانبداری و طرفداری دارید؟ آیا آن زمان که به نفع یا ضرر کسی ، امضا می کنید ، حقیقت برای شما به اثبات رسیده است یا برای شما فرق نمی کند؟ یا این که شما هم از خیلی چیزها در سازمان و اداره ی خود خبر دارید اما به خاطر محافظه کاری چیزی نمی گویید؟  شاید مصلحت سازمان و اداره بر این است که همیشه اداره و سازمان ، برنده باشد و دیگران بازنده!

           گرچه قرآن فریاد ((ولاتلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق و أنتم تعلمون)) را سر می دهد و می گوید: ((حق را با  باطل نیامـــــــــیزید و حق را پنهان نکنید ، در حالی که می دانید.)) ،آیا باز هم نسبت به این امور بی تفاوت هستید؟ احتمالاٌ این گفته ی حضرت علی (ع) را  شنیده اید که به شریح قاضی گفت: ((ای شریح! تو در جایگاهی  نشسته ای که یا جایگاه پیامبر است ، یا جانشین پیامبر ، یا یک بدبخت.))  گر چه شما این نامه ها را قضایی  نمی دانید ، اما به هر حال درباره ی رفتار کارکنان ، قضاوت کرده اید. به امید آن که رؤسای آموزش و پرورش به این موضوع بیشتر فکر کنند.

 

علیرضا میزانیان

 

روش های صحيح مطالعه ی درس عربی

روش های صحيح مطالعه ی درس عربی

 

 

ادامه نوشته

آموخته ها و تجربه ها از آموزش و پرورش استان ...

 

من در آموزش و پرورش

 

 آموخته ام كه:

 

 

(در سال تحصيلی 84/83)

 

 

          مطلبی كه می خوانيد ، گر چه نمی توان از آن يک نتيجه گيری كلی انجام داد اما    می توان آن را مصداق مشت نمونه ی خروار دانست. مخاطب گلايه كننده ، سازمان آموزش و پرورش استان ............. و اداره ی آموزش و پرورش ناحيه ی .......... است و شامل همه ی كاركنان آن ها نمی شود ، بلكه مربوط به كسانی است كه در ارتباط با مسائل مورد بحث ، كار به آنان ارجاع شده است و مسؤوليتی در اين زمينه داشته اند.

          1 - من در آموزش و پرورش آموخته ام كه: اگر مواد غذايی تاريخ مصرف گذشته را آگاهانه به مدت چند ماه به دانش آموزان يک مدرسه بخورانند ، ـ گرچه نظارت بر بهداشت مواد غذايی جزئی از شرح وظايفم باشد ـ در صورت اعتراض ، با توطئه ی عوامل اداری و مدير از آن مدرسه اخراج می شوم.

          2 - من در آموزش و پرورش آموخته ام كه: اگر از مدير يک مدرسه شكايت كنم و تخلفات او را آشكار كنم ، شكايتم ثبت نمی شود و اگر هم ثبت شود به آن رسيدگی نمی شود ، حتی اگر سازمان بازرسی كل كشور، بازرسی سازمان آموزش و پرورش را مأمور رسيدگی به پرونده نمايد.

          3 - من در آموزش و پرورش آموخته ام كه: اگر از اسمم سوء استفاده شد و در طرحی به اسمم بودجه دريافت شد ، در حالی كه خودم خبر نداشته باشم ، حق اعتراض و شكايت ندارم.

          4 - من در آموزش و پرورش آموخته ام كه: اگر به بازرسی سازمان آموزش و پرورش مراجعه كنم ، به شكايتم رسيدگی نشود و با برخورد نامناسب مرا از بازرسی بيرون كنند.

          5 - من در آموزش و پرورش آموخته ام كه: اگر در يک درخواست بنويسم: ((اينجانب به علت مشكلاتی كه مديريت مدرسه ايجاد كرده است ، قادر به انجام كار نيستم.)) سفسطه گرايانه اين شكايت  به اسم استعفا جا زده می شود.

          6 - من در آموزش و پرورش آموخته ام كه: اگر عمری صادقانه كار كرده باشم ، يک مسؤول توطئه گر ، می تواند به راحتی برچسب غير مفيد بودن به من بزند.

          7 - من در آموزش و پرورش آموخته ام كه: اگر بعد از گذراندن تمام مراحل و سلسله مراتب اداری ، ماجرای ظلم و تخلفات كارمندان را به رئيس وقت سازمان گزارش دهم ، رئيس سازمان با بی تفاوتی از كنار مسأله بگذرد و در مقابل ظلم و تخلفات كارمندان تحت امر خود سكوت كند.

          8 - من در آموزش و پرورش آموخته ام كه: در صورت پیگـــــــــیری چنین پرونده هایی ، به علت فساد اداری در آموزش و پرورش، برچسب متخلف بهداشتی به خودم زده می شود و بايد انتظار تهمت های دیگر را هم داشته باشم.

علیرضا میزانیان

alirezamizanian@yahoo.com

 

آموزش و پرورش و دریافت وجه برای ثبت نام مدارس

 

آموزش و پرورش

 

و

 

دریافت وجه برای ثبت نام مدارس

         

          احتمالاً تعدادی از خوانندگان نمی دانند که طبق اصل سی ام قانون اساسی ((دولت موظّف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای  همه ی ملّت تا پایان دوره ی متوسّطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحدّ خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.)) به همین جهت هنگامی که برای ثبت نام فرزندشان به مدرسه مراجعه    می کنند ، برای پایین آوردن وجه ثبت نام ، به التماس کردن متوسّل می شوند و عزّت و آبروی خود را به خطر می اندازند و حتّی ناچار به بیان مشکلات زندگی خصوصی خود  می شوند. این در حالی است که آموزش و پرورش رایگان حقّ فرزندان آنان است و آنان به دلیل ندانستن قانون ، از خود ضعف و ذلّت نشان می دهند که این امر مخالف اعتقادات دینی ماست.

          گر چه مسؤولین محترم آموزش و پرورش اعلام می کنند که((دریافت هر گونه وجه هنگام ثبت نام ممنوع است.)) امّا گویا دل و زبانشان با هم یکی نیست. زیرا از طرف دیگر به طور غیر رسمی از مدیران می خواهند که برای تأمین مخارج مدرسه ، اقدام به دریافت وجه کنند و در این میان مدیران مدارس هم گرفتار اداره هستند وهم گرفتار اولیای دانش آموزان. البتّه مسؤولین معمولاً ادّعا می کنند که هیچ اجباری در میان نیست ، امّا اگر نیست این همه اضطراب اولیای دانش آموزان برای چیست؟

          همه ی ما نیک می دانیم که آموزش و پرورش برای تأمین مخارج  خود نیاز به بودجه های کلانی دارد. امّا از چه راهی می توان این بودجه ها را تأمین کرد؟ و آیا به صرف نیاز آموزش و پرورش به  بودجه ، می توان بر خلاف قانون اساسی از اولیای دانش آموزان ، پول دریافت کرد؟ 

          بهتر است مسؤولین محترم ، این تعارض و دوگانگی به وجود آمده را هر چه زودتر حل و برطرف کنند. اگر اعتقادتان بر این است که آموزش و پرورش نباید رایگان باشد ، درخواست بازنگری در قانون اساسی را مطرح کرده و اصل سی ام را حذف یا اصلاح نمایید و صد البتّه که مردم باید در یک همه پرسی ، نظر خود را درباره ی اصلاحات به عمل آمده در بازنگری قانون اساسی ابراز کنند!!!

          و اگر اعتقادتان بر رایگان بودن آموزش و پرورش است و تسلیم قانون هستید ، بهتر است دست از تخلّفات برداشته و در خدمت مردم باشید و به فکر این باشید که با این صراحت قانون ، جواب خدا را در روز قیامت چه خواهید داد.

          و چنان چه معتقدید که اعمال آموزش و پرورش مغایرتی با اصل سی ام ندارد و مردم دچار کج فهمی در قانون اساسی شده اند ، باید بدانید که تفسیر قانون اساسی به عهده ی شورای نگهبان است. پس ، از شورای نگهبان استفسار نموده تا تکلیف ملّت در برابر این اعمال مشخّص شود.

          ضمناً حلّ مشکل بودجه ی آموزش و پرورش بیشتر به دست مسؤولین محترم است. وقتی برای هر دانش آموز در یک سال تحصیلی بیش از 200 هزار تومان هزینه  می شود و عملاً کمتر از 5 هزار تومان برای هر دانش آموز در طیّ یک سال بودجه در اختیار مدرسه قرار  می گیرد ، این نشان از کمبود بودجه ی آموزش و پرورش نیست زیرا مبلغ 200 هزار تومان برای هر دانش آموز در یک سال مبلغ کمی نیست. بلکه نشان از ناکارآمد بودن طرح ها و مخارج جانبی آموزش و پرورش است.

          مخارج جشنواره ها و سمینارهای آن چنانی و هتل های چند ستاره و سفره های رنگین و حقّ مأموریّت مهمانان و دیگر تشریفات زائد ، همه و همه می تواند در جاهای بهتری خرج شود به گونه ای که سهم بودجه ای که عملاً در اختیار دانش آموزان مدارس قرار می گیرد افزایش یابد.

به امید آن روز!!!

 

 

علیرضا میزانیان

 

alirezamizanian@yahoo.com

 

ناکارآمد بودن قوانین و مقرّرات آموزش و پرورش

ناکارآمد بودن قوانین و مقرّرات آموزش و پرورش

 

 در ارتباط با کارکنان بیمار (کادر آموزشی)

 

      

           گر چه  قانون اساسی شخص بیمار را  مورد حمایت دولت قرار می دهد، امّا قوانین و مقرّرات موجود در آموزش و پرورش ، در برخی موارد با قانون اساسی در تعارض کامل است. به عنوان مثال به محض این که فرد بیمار از مرخّصی استعلاجی استفاده نماید اضافه کار وی در مدّت مرخّصی قطع می شود. این در حالی است که فرد بیمار، مخارج زندگیش از دیگران بیشتر است و قانون به جای حمایت مالی از وی ، نسبت به قطع اضافه کارش اقدام می کند.

          مورد حادتر و شدیدتر زمانی است که یکی از کارکنان آموزشی به علّت بیماری و محدودیّتی که برای وی به وجود آمده است ، قادر به تدریس نباشد. برخی از مسؤولین از فرد بیمار درخواستی مبنی بر تغییر شغل تقاضا می کنند و درست در همین زمان است که مشکلات شروع می شود. البتّه در آموزش و پرورش بین افرادی که به خواست خود تدریس را کنار  می گذارند با افرادی که به علّت بیماری قادر به تدریس نیستند فرقی وجود ندارد.

          از بین پست هایی که به شخص بیمار توصیه می شود پست متصدّی کارگاه و آزمایشگاه بیشتر توی بورس است. گر چه این پست در اصل یک پست تخصّصی است و هر کسی را نشاید که در این وادی گام نهد امّا معمولاً اوّلین جایی است که به ذهن برخی از مسؤولین محترم می رسد!!! بسیاری از متصدّیان کارگاه و آزمایشگاه از افرادی انتخاب    شده اند که بنا به علل مختلف از تدریس فاصله گرفته اند و رشته ی تحصیلی آنان با این کار ، غیر مرتبط است. این در حالی است که ما شدیداً نیازمند تقویت علوم پایه و فنّی هستیم ، امّا با این اقدامات غیرعلمی و نابجا ، آموزش و پرورش را از اهداف خود دور می کنیم. البتّه این ، عوارض تخصّصی مسأله است.

          مشکل بزرگی که برای همکار بیماری که به تصدّی پست کارگاه و آزمایشگاه گماشته شده است – صرف نظر از آلودگی محیط کار از نظر بهداشتی – مشکل کمبود حقوق و مزایا است. به این ترتیب که با اشتغال در این پست ، ساعات موظّف از 24 ساعت به 36 ساعت افزایش می یابد. اضافه کاری ، قطع و یا بسیار کم می شود. در صورت انجام اضافه کار در شیفت دیگر نیز ، پرداخت اضافه کار به صورت اداری خواهد بود. این ها حمایت هایی است که قوانین آموزش و پرورش از شخص بیمار انجام می دهند!!!

          در سیستم ابلاغ ، به افراد به چشم یک ابزار و مهره نگاه می شود و به محض این که فردی ، کارآیی خود را در زمینه ای از دست بدهد مانند یک مهره عوض می شود بدون این که از یک سیستم حمایتی برخوردار باشد. عوارض منفی این تعویض نیز ، بیشتر متوجّه شخص بیمار است. سیستم با بی رحمی تمام فقط به منافع خود می اندیشد ، نه منافع دیگران. معلّمان نیز قربانیان اصلی این سیستم برده داری جدید هستند که جوانی خود را در کلاس درس فدا کرده اند. آنان نه از موضع ضعف بلکه از موضع قوّت حقّ مسلّم خود را مطالبه   می کنند و کمکی  نمی خواهند و فقط حمایت قانونی را طلب می کنند و حتّی با پایین ترین پست حاضر به ادامه ی خدمت هستند.

          در این سیستم در مورد بیماران پیش بینی لازم به عمل نیامده است. سیستم باید به گونه ای طرّاحی شود که برای تصدّی برخی از پست ها ، پیش نیازها و تخصّص های لازم را به عنوان ضابطه قرار دهد و تا شخص ، شرایط لازم را نداشته باشد سیستم برای او ابلاغ صادر نکند. امّا با شرایط موجود ، اشتغال همکاران غیر مرتبط در پست کارگاه و آزمایشگاه ، در اصل نوعی اشتغال کاذب و ناکارآمد محسوب  می شود.

          برخی از مسؤولین برای حلّ برخی مشکلات به تخلّفاتی در سیستم دست می زنند و گویی از علنی بودن آن ابایی ندارند. در برخی موارد ، اسم فرد در لیست کارکنان یک واحد آموزشی وجود دارد ، امّا خود آن فرد معلوم نیست در کجا و در چه پستی مشغول است. این در حالی است که وقتی شخص بیمار حقوق و مزایای زمان تدریس خود را طلب می کند ، برخی از مسؤولین با به رخ کشیدن قوانین و مقرّرات ، از پرداخت حقوق و مزایای سابق آنان خودداری می کنند. در حالی که خودشان از انواع تخلّفات در سیستم اطّلاع دارند. تخلّفات در این زمینه به قدری زیاد است که کمتر واحد آموزشی را می توان یافت که تخلّفی از نظر سیستم ابلاغ در آن انجام نشده باشد.

          بهتر است تهیّه کنندگان این سیستم و واضعان قوانین آن هر چه زودتر به خود آیند و موارد لازم را در این سیستم پیش بینی کنند. البتّه گناه قطع مزایای کارکنان بیمار ، فقط بر گردن واضعان این قوانین نیست و مجریان قوانین نیز در این گناه شریک هستند.

          بر مسؤولان آموزش و پرورش لازم است نسبت به افراد بیمار حسّاسیّت بیشتری از خود نشان دهند و نسبت به پرداخت مزایای سابق آنان به طور کامل اقدام نمایند و این را حقّ مسلّم آنان بدانند.

          واقعاً چه قدر زشت است که شیر ، لقمه ای را از دهان ضعیفی برباید!

تا توانی مَبُر نانی     نان بریدن هنر نمی باشد

          البتّه گاهی برخی از مسؤولین شجاع ، اقدامات مثبتی را به نفع گرفتاران انجام        می دهند و این عمل آنان قابل تقدیر است.

          در پایان به مطلبی از حضرت علی (ع) به نقل از کتاب ((مدیریّت آموزشی)) دوره ی تربیت معلّم صفحه ی 26 چاپ 1364 توجّه کنید:

          ((چگونگی اجرای دستور مافوق:

در مدیریّت اسلامی اطاعت کورکورانه مطلوب نیست. امیر مؤمنان علی (ع) به مالک اشتر در این زمینه  می فرمایند:

         هر آن امری که از مافوق می شنوی با امر خدا بسنج! چنان چه خداوند ترا از آن عمل نهی می کند ، زنهار فرمان خالق را در راه هوس مخلوق قربان مکن!

          هرگز نگو که من مأمورم و معذور! هرگز مگو که به من دستور داده اند و باید کورکورانه اطاعت کنم! هرگز طمع مدار که ترا کورکورانه اطاعت کنند! هرگز به پشتیبانی مقام ، سروری خود را بر دیگران تحمیل مکن! اگر چنین گویی و چنان کنی ، آینه ی قلبت زنگ آلود و تاریک می شود و روح دین داری و تقوای تو پست می گردد ؛ از خدای به دور می افتی ، هر چند با بنده نزدیک باشی.))

 

علیرضا میزانیان

alirezamizanian@yahoo.com

ضعف سیستم نظارتی برعملکرد مدیران در آموزش و پرورش

 

 

ضعف سیستم نظارتی

 

 برعملکرد مدیران در آموزش و پرورش

 

 

          یکی از عوامل بسیار مهم در پیشرفت های علمی و  تربیتی دانش آموزان مدیریت است. مدیران درستکار با تلاش پیگیر خود ، در جهت بهبود اوضاع آموزشگاه ، فعالیت   می کنند. در این میان مدیرانی وجود دارند که تلاش آن ها ظاهری فریبنده دارد اما در اصل منظورشان رسیدن به اهداف پلید خودشان است.

          برخی از مسؤولان محترم آموزش فقط به ظاهر عملکرد مدیر می نگرند. باید پذیرفت که ادارات آموزش و پرورش ، بیشتر به ظاهر اداره ی مدرسه می پردازند. کارشناسی های مختلفی که می توانند بر کار مدیران از جهات متفاوت نظارت داشته باشند ، کم نیستند. در این میان کارشناسی بازرسی نقش بسیار مهمی را می تواند ایفا کند. البته هدف اصلی از نظارت بر کار مدیران ،  مچ گیری از آنان نیست ، بلکه هدف اصلی ،  رفع نقایص و  کاستی هاست.

          مسأله ی دیگر ذهنیتی است که مدیر را یک موجود تام الاختیار می داند و رواج دهنده ی اصلی آن معمولاً اداره است. در حالی که اگر کسی مروری بر یکی از کتاب های مدیریت داشته باشد ، متوجه می شود که  مسؤولیت مدیر بسیار سنگین است و بیش از این که تام الاختیار باشد دارای محدودیت در عمل است. در این کتاب ها مدیر ایده آل ، مدیری است که  دارای خصوصیات مثبت انسانی باشد و از خصوصیات منفی به دور است و در اصل چنین انسانی هر کاری را نمی تواند انجام دهد.

          طرز تفکر دیگری که متأسفانه به غلط در گروه همکاران یک شغل و یک صنف رواج یافته است مسأله ی دفاع از همکار است. فرض کنیم که شخصی با همکار ما در حال جر وبحث است و رفتار و یا فکر همکار ما را مورد انتقاد قرار می دهد ، ما معمولاًً بدون در نظر گرفتن حق بودن یا ناحق بودن همکار از وی دفاع می کنیم. در حالی که فقط ، حق قابل دفاع است. همین طرز تفکر معمولاً در برخی از مسؤولان اداری وجود دارد که آگاهانه یا ناآگاهانه از مدیر دفاع می کنند ، فقط به صرف این که مدیر نماینده ی اداره در مدرسه است!!!

          نظارت های بهداشتی ، مالی ، آموزشی ، مکاتباتی و . . . همه و همه  می توانند در بررسی عملکرد مدیران مؤثر باشند. کارشناسی هایی که می توانند در این زمینه ها فعالیت کنند بهتر است به گزارش های ضعیف و شفاهی هم ترتیب اثر دهند و دست کم ، مسأله را از نظر صحت  و سقم آن ، مورد بررسی قرار دهند و باید به خاطر رضای خدا تحت تأثیر عوامل بازدارنده از این کار قرار نگیرند.

          مشکل بزرگتر زمانی است که متأسفانه یک کارشناسی ، مانند کارشناسی بازرسی ، تحت تأثیر روابط اداری، حق را نادیده بگیرد وعلیه شاکی موضع گیری کند. گویا از نظر اینان ، شاکی مانند یک ((هکر)) وارد سیستم اطلاعاتی آن ها شده و باید با وی برخورد شود!!!

اینجاست که به یاد آن ضرب المثل معروف  می افتیم که:

((هر چه بگندد نمکش می زنند    وای به روزی که بگندد نمک))

 

علیرضا میزانیان

alirezamizanian@yahoo.com

 

خاطره

 

خاطره 

 

            وقتی به ياد آن خاطره می افتم ، معمولاً ياد امام حسين (ع) و محرم و عاشورا در ذهنم  زنده می شود. خاطره ای كه از نظر خيلی ها ، ارتباطی به عاشورا و امام حسين (ع) ندارد ،  از نظر من ، بسياری از كارهای زندگی ما ، با واقعه ی عاشورا در ارتباط است ، زيرا بحث ((انتخاب)) در ميان است.

          در آن سال ، من و همكارم ، سرپرست شبانه روزی خوابگاه يک مدرسه بوديم. خانواده ها  با هزار اميد و آرزو،  فرزندانشان را در خوابگاه مدرسه و در اختيار ما قرار داده بودند. بچه های معصومی كه رنج دوری از خانواده را به شوق تحصيل تحمـــــــل می كردند ، قطعاً بايد در آسايش  نسبی قرار می گرفتند. اما شرايط ، چندان مطلوب نبود. تلاش ما برای حل مشكل  تغذيه و بهداشت آن ها ، چندان نتيجه ای نداشت. پس از مدتی مصرف گوشت های تاريخ مصرف گذشته و . . .  شروع شد. مسأله را با مسؤولان ، در ميان گذاشتيم ، اما هر چه بيشتر تلاش می كرديم كمتر نتيجه  می گرفتيم ، زيرا به جای معدوم كردن گوشت های تاريخ مصرف   گذشته ،  مصرف آن ها در اولويت برنامه ی غذايی دانش آموزان قرار گرفت. مصرف اين   گوشت ها ، 2 ماه ادامه داشت و پس از آن ، مصرف روغن 8 ماه تاريخ مصرف گذشته شروع شد.

          زمانی كه اعتراضات ما به وجود تخلفات بهداشتی ، اوج گرفته بود ، برخی به ما     می گفتند: ((شما با اين كار ، موقعيت شغلی خودتان را به خطر می اندازيد و از نظر مادی و مالی ، دچار ضرر می شويد.)) در پاسخ به اين افراد می گفتم: ((فرض كنيد روز عاشورا است ، سپاه يزيد در يک  طرف ، و سپاه امام حسين (ع) در طرف ديگر قرار دارد ، هر كس به امام حسين (ع) بپيوندد ، سرانجامش ((مرگ)) است و هر كس به يزيد ملحق شود پول و مقام و ماديات در انتظارش است.  اگر شما باشيد از بين اين دو گروه ، كدام را انتخاب می كنيد؟!))

          البته شايد از دست دادن شغل و پست در چنين مواردی ، قابل مقايسه با شهادت امام و اصحابش نباشد و قطعاً هم نيست،  اما از جهات بسياری با آن وجه اشتراک دارد و مهم ترين آن ((انتخاب)) است. كسی كه در انتخاب های كوچک ، موفق نباشد، در انتخاب های بزرگ هم موفق نخواهد بود. به هر حال منظور اين است كه گاهی بايد محافظه كاری را كنار بگذاريم  و خود  را به امواج متلاطم بسپاريم.

          اعتراض ما اوج گرفت و مسؤول مدرسه ، به كمک اداره و سازمان آموزش و پرورش  استان . . . . . نسبت به سرنگونی ما اقدام كرد و در اين راه موفق شد و ما از آن مدرسه اخراج شديم. بسيار جای تأسف است كه يک سازمان فرهنگی ، مشكلات بهداشتی اش را اين چنين حل كند و به جای اين كه تخلفات بهداشتی را از ميان بردارد ، ناظران بهداشتی  را از سر راه  بر می دارد و  جالب تر اين كه ادارات ديگری كه در اين مورد ، مسؤوليت متوجه آن ها بود ، سكوت اختيار كردند و دم برنياوردند و امر به معروف و نهی از منكر را كه يكی از اهداف اصلی نهضت امام حسين (ع) محسوب می شود ، ترک كردند.

          گر چه ما با اين اعتراض و گفتن سخنان حق ، از نظر موقعيت شغلی و مادی ، مورد  بی مهری قرار گرفتيم ، اما از آنجا كه گفتن حقيقت برای خود گوينده ، شيرين است ، از گفتن حق پشيمان نيستيم و عوارض آن را  می پذيريم و تسلیم نمی شویم.

 

السلام علی الحسين

وعلی علي بن الحسين

وعلی اولاد الحسين

وعلی اصحاب الحسين

 

علیرضا میزانیان

 

alirezamizanian@yahoo.com