|
|
|
|
|
دین و سیاست مسأله ی دین و سیاست از مسائل مهمی است که بیشتر ، جنبه ی تاریخی آن به اذهان خطور می کند. دین شامل دستورات خداوند برای سعادت انسان در دنیا و آخرت است. سیاست هم اگر به معنای غربی آن در نظر گرفته شود ، به معنای دروغ است و البته هیچ سنخیتی با مسائل دینی ندارد. اما اگر سیاست به معنای واقعی و خالی از دروغ در نظر گرفته شود ، تضادی با دین ندارد و هر دو خوب هستند. بیایید مسأله را از زاویه ی دیگری بنگریم و به جای این که به بحث دین و سیاست بپردازیم ، مسأله ی دیندار و سیاستمدار و ارتباطشان را با یکدیگر بررسی کنیم. دیندار بودن در اینجا به معنای درستکار بودن و با تقوا بودن است. جمله ای که ارائه می شود این گونه است: ((سیاستمدار باید دیندار باشد.)) یعنی سیاستمدار باید یک مسلمان درستکار و با تقوا باشد. دین در سیاست نقش دارد ، بدین معنا که به سیاست رنگ و بوی الهی می دهد. دینداران هم در حد افراد معمولی جامعه در سیاست نقش دارند اما نه به این معنا که هر دینداری سیاستمدار باشد. زیرا هر دینداری تخصص سیاستمدار بودن را ندارد. به عبارتی دیندار بودن شرط لازم سیاستمدار بودن است اما شرط کافی آن نیست. |
||