|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم نقدی کوتاه بر کتاب "لولاک یا محمد" کتاب "لولاک یا محمد" تألیف استاد ابوالفضل بهرام پور از جمله کتاب هایی است که در سال پیامبر اعظم (ص) به عنوان منبع آزمون سیره ی پیامبر در دوره های ضمن خدمت فرهنگیان مورد استفاده قرار گرفته است. این کتاب ، از کتاب های ساده ی تفسیری به شمار می آید و نویسنده ی محترم آن ، تلاش قابل قبولی را در ارائه ی یک کتاب تقریباً ساده از خود نشان داده است. در عین حال نکاتی در ارتباط با این کتاب مطرح می شود که توجّه خوانندگان را به آن جلب می نماییم: در صفحه ی 11 کتاب چنین آمده است: «از آنجا که عبدالمطلب پایان عمر خود را نزدیک می دید ، پیامبر را که ده سال داشت ، به ابوطالب عموی آن حضرت و همسرش فاطمه ی بنت اسد سپرد. آن ها چند پسر و دختر داشتند که یکی از آن ها حضرت علی (ع) بود. آن ها به محمّد (ص) خیلی محبّت می کردند.» این در حالی است که حضرت علی (ع) در آن زمان هنوز به دنیا نیامده بود و اختلاف سنّ پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) 30 سال است. از طرف دیگر ، ابوطالب زمانی فوت کرد که پیامبر هشت ساله بود. در صفحه ی 19 چنین آمده است: «اساس دیانت اسلام بر چهار چیز استوار است: قرآن ، سنّت ، عقل و اجماع که قرآن در رأس همه ی آن هاست.» موارد ذکر شده ، از منابع استنباط احکام الهی هستند. گر چه به اعتباری می توان آن را صحیح دانست ، اما آن چه بین علما ، مشهور است این نیست. در صفحه ی 22 درباره ی ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) چنین آمده است: « در سال دوم هجرت ، حضرت علی از زهرای طاهره خواستگاری نمود که پذیرفته شد.» و بلافاصله جریان حضور حضرت علی را در خانه ی پیامبر مطرح می کند و می گوید: «پیامبر ، علی را که کودکی 10 ساله بود به خانه ی خودش آورده و او را به تربیت الهی پرورش داده بود. در همان اوقات ، روزی علی به خانه آمد و پیامبر و خدیجه را در حال نماز دید . پرسید چه می کنید؟ ... » در صورتی که این مطلب باید پیش از این مطرح می شد. در صفحه ی 24 درباره ی فتح مکّه چنین آمده است: «پیامبر گرامی در سال هشتم هجری که مکّه را گشودند ، بت ها را انداخته ، تصاویر را محو کردند ... » و در صفحه ی 25 گفته است: « در سال دوم هجرت به امر خدا ، کعبه قبله ی رسمی مسلمانان گردید. در این مدّت یعنی قبل از آن ، مسلمانان به سوی بیت المقدّس نماز می خواندند. شاید بتوان گفت که صلاح نبوده است مادام که کعبه ، خانه ی بت ها است ، قبله شود و تبلیغ کنند که پیامبر هم بت ها را مورد توجّه دارد.» با توجّه به تاریخ تغییر قبله (2 هجری) و فتح مکّه (8 هجری) مطلب ذکر شده توجیه مناسبی محسوب نمی شود ، زیرا تا سال هشتم هجری ، بت ها در کعبه بودند. در صفحه ی 45 نویسنده ی محترم چنین نگاشته است: « ... اینجانب در این نوشته مقیّد نبوده ام که اهل فن و قلم را راضی و تحسین آن ها را جلب نمایم ، بلکه انگیزه ام آموزش و تعلیم به توده ی محروم از قرآن بوده است ... همه چیز را در خدمت تفهیم قرار داده ام.» استفاده از اصطلاحات فنّی و تخصّصی در جاهای مختلف کتاب ، موارد نقض این گفته به شمار می آید مانند: افاده ی عموم ص 54 ، معنی کردن به اعتبار عامل ص 59 ، جزای شرط ، مجزوم ص 69 ، فصل میان دو ضمیر ص 69 ، عدول از صراحت ص 129 در صفحه ی 54 در ترجمه ی آیه ی « ... وَ عَمِلوا الصّالِحاتِ ... » چنین نگاشته شده است: « ما در ترجمه چنین معنی کردیم: و انجام دادند تمام وظایف و اعمال شایسته و واجب را. دیده می شود بعضی در ترجمه ی این نوع آیات مسامحه کرده و معنی کرده اند: (کسانی که انجام دادند کارهای شایسته را) و الف و لام را لحاظ نکرده اند.» در حالی که نویسنده ی محترم در صفحه ی 48 چنین ترجمه کرده است: «و کارهای شایسته کردند.» و همان انتقاد نویسنده بر خودش وارد است. در صفحه ی 78 نیز همین مورد وجود دارد. در صفحه ی 80 در نقل آیه ی 4 سوره ی تحریم کلمه ی «جِبْريل» را به اشتباه «جِبْرِئيل» ذکر کرده است. در اختلاف قرائت ها هم ، چنین موردی ذکر نشده است. در صفحه ی 86 کلمه ی « لم» و « لم یسیروا» باید در واژه نامه ی شماره ی 3 درج می شد که به اشتباه در شماره ی 5 درج شده است. در صفحه ی 87 در پاورقی شماره ی یک چنین آمده است: « در این زمینه به مقدّمه ی تفسیر سوره ی ابراهیم مراجعه شود.» مقصود از مقدّمه ی تفسیر سوره ی ابراهیم برای خواننده روشن نیست و در این کتاب بحثی در این مورد به میان نیامده است. در صفحه ی 92 کلمه ی « مثوی» در واژه نامه تکراری است و در صفحه ی 79 معنی شده است. در صفحه ی 100 آیه ی 19 سوره ی یونس و آیه ی 213 سوره ی بقره در ترجمه ، تقریباً با هم مخلوط شده اند. در صفحه ی 122 درباره ی کلمه ی «حبط» و «حبوط» چنین آمده است: «حبط و حبوط یعنی حیوانی که در اثر خوردن علف مسموم شکمش نفخ کند و منجر به هلاکش گردد.» در حالی که در صفحه ی 125 چنین گفته است: «حبط و حبوط یعنی نفخ کردن شکم چهارپا ، آن وقت که علف مسموم می خورد و کارش را به هلاکت می کشاند.» در صفحه ی 123 جمله ای ذکر شده است که از نظر نگارشی دارای ابهام است، آنجا که می گوید: «به دلیل این که لحن آیه این است که "منافقان دنبال چیزی افتادند که خدا را به خشم می آورد (یعنی همکاری با دشمن" اعمال آن ها که فعّالیّت های خود را زیرکانه و ماهرانه انگاشتند ، حبط شد.» در بسیاری از آیات ارائه شده ، ترجمه ای از آیات ّ در کتاب مشاهده نمی شود. علیرضا میزانیان لطفا" جهت دریافت کتاب های کمک درسی عربی راهنمایی و دبیرستان به آدرس زیر مراجعه کنید. http://arabicebook.persiangig.com
|
||