تبليغاتX
کتاب های رایگان - مقالات
فرهنگی ، اجتماعی ، آموزشی

سخنی با مديران متخلف در آموزش  و پرورش

 (داستان شنگول و منگول)

توجه: اين مطلب تعميم ندارد و به معنی متخلف بودن تمام مديران و آلوده بودن سيستم اداری آموزش و پرورش در تمام استان ها نيست.

قابل توجه مديران متخلف

      

       می خواهم يک داستان برايتان بازگو كنم. البته اين داستان را وقتی بچه بوديد برايتان گفته اند و شايد حالا كه بزرگ شده ايد ، آن را برای بچه هايتان بازگومی كنيد. اما پيش از آن بايد شناختی از خودتان داشته باشيد تا بازنگری در اين داستان برای شما بيشتر مفيد باشد و بتوانيد نقش حبه ی انگور را بهتر درک كنيد.                                             

      شما بی گناه ترين مديران جهان تخلفات اداری هستيد. شما برترين موجودات مفاسد اداری نيستيد ، اما فرزند مشروع و خلف همان مفسدان اداری هستيد كه برترين موجودات مفاسد اداری اند و شما را به عنوان مدير برگزيدند. شما عروسک آن عروسک گردان ها هستيد و محصول پيوند مفسدان اداری با يكديگريد و دست پرورده ی همان سيستم فاسد اداری هستيد. شما قابل سرزنش نيستيد و گناهی نداريد. شما اصلاً هيچی نيستيد. اين اداره كنندگان سيستم فاسد اداری بودند كه شما را از بين موذی ترين افراد ، انتخاب كردند ، در انجام تخلفات آزاد گذاشتند ، به شما ميدان دادند ، تشويق كردند ، مشروط بر اين كه با سيستم هماهنگ باشيد و برای آنان درد سر درست نكنيد. آن ها بودند كه شما را به اين درجات عالی!!! رساندند. پس از خودتان چيزی نداريد و وجودتان مرهون وجود آن عروسک گردان ها است. طبق يک نظر ، باز هم هيچی نيستيد ، زيرا برخی از صاحب نظران بر اين عقيده اند كه مفاسد اداری از امور عدمی اند و هنگامی كه مفاسد اداری از امور عدمی باشند ، محصولات آن ها هم عدمی اند. گاهی از سكويی به سكوی بالاتری   می پريد. اما رفتن به سكوی بلندتر ، بيم سقوط را در پی خواهد داشت و هر چه ارتفاع بالاتر باشد ، خطر سقوط و آسيب ناشی از اين سقوط بيشتر خواهد بود. البته اين سقوط نيز در سيستم فاسد اداری پيش بينی شده است و مانند شبكه های توزيع مواد مخدر است  كه پس از عمليات نقل و انتقال و فروش عمده ی مواد ، رئيس شبكه ، باند را متلاشی  می كند تا اثری از خود به جا نگذارد. در مورد شما هم همين طور است. بعداً همه ی تقصيرات را به گردن شما می گذارند و با سر به زمين می خوريد و احتمالاً روزی ، قربانی اين تراژدی خواهيد شد.

     شناسايی شما از مديران درستكار ، گاهی بسيار سخت و دشوار است ، چون شما به سان گرگی می مانيد كه با لباس ميش به ميدان آمده است. فكر كنم حالا وقتش شده كه وارد متن داستان شويم.

     با ديدن شما به ياد گرگی می افتيم كه خودش را به عنوان مادر بزغاله ها (شنگول و منگول) جا زد و گريم تقلبی اش باعث فريب آنان شد. البته اگر در آن زمان ، باران رحمت الهی باريدن می گرفت و دست و پای سفيد شده با آرد آن گرگ ، شسته می شد ، پرده از نيرنگ گرگ برداشته می شد و گرگ به مقصود خود نمی رسيد. اما خوشبختانه آن باران ، بارش خود را آغاز كرده است و حنايتان نزد ما رنگی ندارد و تقريباً بيشتر شما چهره ی واقعی خود را نشان داده ايد، چون آن قدرها هم كه فكر می كنيد باهوش نيستيد. زيرا در شكارهای قبلی شنگول ها و منگول ها را خورديد اما ظاهراً حبه ی انگور را فراموش كرديد و حسابتان در اين مورد غلط از آب درآمد.

     اين سخنان را با تمام زخم هايی كه از چنگال ها و دندان های تيزتان بر پيكرم وارد شده بر زبان جاری می كنم و اميد آن دارم كه تمام زخم خوردگان و قربانيان ديگر نيز برای اصلاح در سيستم اداری متحد شوند.

عليرضا ميزانيان

    

+ نوشته شده در  85/02/15ساعت 12:1  توسط علیرضا میزانیان  | 

گام به گام

همراه دانش آموز

با درس عربی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پیش مطالعه

سؤال:

آیا تاکنون اتفاق افتاده است که درسی را که هنوز تدریس نشده است مطالعه کنید؟ 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/02/08ساعت 5:20  توسط علیرضا میزانیان  | 

دین و سیاست

مسأله ی دین و سیاست از مسائل مهمی است که بیشتر ، جنبه ی تاریخی آن به اذهان خطور می کند. دین شامل دستورات خداوند برای سعادت انسان در دنیا و آخرت است. سیاست هم اگر به معنای غربی آن در نظر گرفته شود ، به معنای دروغ است و البته هیچ سنخیتی با مسائل دینی ندارد. اما اگر سیاست به معنای واقعی و خالی از دروغ در نظر گرفته شود ، تضادی با دین ندارد و هر دو خوب هستند. بیایید مسأله را از زاویه ی دیگری بنگریم و به جای این که به بحث دین و سیاست بپردازیم ، مسأله ی دیندار و سیاستمدار و ارتباطشان را با یکدیگر بررسی  کنیم. دیندار بودن در اینجا به معنای درستکار بودن و با تقوا بودن است. جمله ای که ارائه می شود این گونه است: ((سیاستمدار باید دیندار باشد.)) یعنی سیاستمدار باید یک مسلمان درستکار و با تقوا باشد. دین در سیاست نقش دارد ، بدین معنا که به سیاست رنگ و بوی الهی می دهد. دینداران هم در حد افراد معمولی جامعه در سیاست نقش دارند اما نه به این معنا که هر دینداری سیاستمدار باشد. زیرا هر دینداری تخصص سیاستمدار بودن را ندارد. به عبارتی دیندار بودن شرط لازم سیاستمدار بودن است اما شرط کافی آن نیست.

+ نوشته شده در  85/02/07ساعت 22:35  توسط علیرضا میزانیان  |